خرید بک لینک

درباره سایت

شميم بادرود

اين وبلاگ در اسفند 1391 با همكاري دوستان و پدر و مادر وبلاگ نويس راه اندازي شده بيننده گرامي تو هم با نظراتت اين وبلاگ را راهنمايي و مدد نما . با تشكر فراوان

گويا دزدي به خانه يكي از همسايه ها رفته بود ولي صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود كه چيزي بردارد. دزد در كوچه قايم شده بود همين كه ديد كم كم همسايه ها به خانه اشان برگشتند و كوچه خلوت شد ، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پيش خود فكر كرد كه از هيچي بهتر است . بطرف ملا دويد ، لحافش را كشيد و به سرعت دويد و در تاريكي گم شد.

وقتي ملا به خانه برگشت . زنش از او پرسيد : چه خبر بود ؟

ملا جواب داد : هيچي ، دعوا سر لحاف من بود . و زنش متوجه شد كه لحافي كه ملا رويش انداخته بود ديگر نيست .

 

 

اين ضرب المثل را هنگامي استفاده مي شود كه فردي در دعوائي كه به او مربوط نبوده ضرر ديده يا در يك دعواي ساختگي  مالي را از دست داده است .

برچسب: نویسنده: محمد رضا عارفیان تاريخ: يکشنبه 8 دی 1392 ساعت: 1:14

صفحه بندی