هنر کارگران است که ایران آباد/کار بسیار هنر را بنیاد
همت ای اهل هنر بار دگر/تا شود کل وطن خرم وشاد
روز کارگر گرامی باد
+++
دست هایت که آیینه تلاش روزگارند، پر برکت باد!
توان دست هایت را می ستایم ای سازنده ترین نقش هستی در قاموس آفرینش
روز کارگر مبارک
+++
تمام روزهای شکوفا از تلاش، روز تو باد!
روز بهروزی من، روز بهروزی تو، روز بهروزی تمام دست های کار آمد جهان
دست هایی که روزها را در تلاشند برای آرامش شب ها
شب ها در تکاپویند برای آسایش روزها!
+++
قال رسول الله:
هرکس از پرداخت مزد کارگری خودداری ورزد، لعنت خداوند بر او باد.
روز جهانی کار و کارگر بر کارگران متعهد ایران اسلامی مبارک باد
+++
نامت که شکوه کار و تکاپوست، تنها واژه ماندگار روزگار است
نام تو ثبت است بر تمام جراید عالم
از بسته ترین زوایای «اهرام»، تا بازترین گوشه های تخت جمشید!
+++
فراموش مباد؛ در آیینه ای که آیندگان، به صافی و زلالی اش، سوگند خواهند خورد
مبارک باد هر روز تاریخ، به نامت
خوشا عرق جبین ات که خداوند، پاس می داردش
+++
خداوند، آن کس را که در پرداخت حق او گشاده دست باشد، دوست می دارد.
(رسول خدا)
روز کارگر مبارک
ما را در سایت شميم بادرود دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
بازدید: 262
اسامی 72 تن شهدای کربلا خلاصه ی زندگینامه ی ان ها در
ادامه مطلب
شميم بادرود...ما را در سایت شميم بادرود دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
بازدید: 211
گفتن آن،بسیار سفارش شده است و پاداش بسیاردارد.
ما را در سایت شميم بادرود دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
بازدید: 183
ما را در سایت شميم بادرود دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
بازدید: 249
|
از اين ستون به آن ستون فرج است |
|
|
|
مردي به شهري مسافرت كرد و غريب بود . اتفاقا همان شب فردي به قتل ميرسد . نگهبانان مرد غريب را نزديك محل قتل دستگير مي كنند . و او را نزد قاضي مي برند . و چون مرد ناشناس نتوانست بي گناهي خود را ثابت كند ، قاضي دستور اعدام صادر كرد فردا مرد مسافر را به يك ستون بستند تا اعدام كنند . مرد هرچه گفت كه بي گناه است و بعدا از اين كار پشيمان خواهند شد ، جلاد گفت من بايد دستور را اجرا كنم . جلاد به او گفت كه آخرين خواسته اش چيست . |
|
مرد كه ديد مرگ نزديك است گفت : مرا به آن يكي ستون ببنديد و اعدام كنيد . جلاد فكركرد كه مرد قصد فرار دارد و اين يك بهانه است و به او گفت اين چه خواهش مسخره اي است ! مرد گفت : رسم اين است كه آخرين خواهش يك محكوم به اعدام اگر ضرري براي كسي نداشته باشد اجرا شود . جلاد با احتياط دست او را باز كرد و به ستون بعدي بست . در همين هنگام حاكم و سوارانش از آنجا گذشتند و ديدند عده اي از مردم دور ميدان جمع شدند ، علت را پرسيدند گفتند مردي را به دار مي زنند . حاكم پرسيد : چه كسي را ؟ جلاد جلو آمد و حكم قاضي را نشان داد . حاكم گفت : مگر دستور جديد قاضي به شما نرسيده است ؟ جلاد گفت : آخرين دستور همين است . حاكم گفت : اين مرد بي گناه است ، او را آزاد كنيد . قاتل اصلي ديشب به كاخ من آمد و گفت وقتي خبر اعدام اين مرد را شنيده ، ناراحت شده كه خون اين مرد هم به گردن او بيافتد و بااينكه ميترسيده خودش را معرفي كرد . من هم او را نزد قاصي فرستادم و سفارش كردم كه مجازاتش را تخفيف دهد . مرد مسافر را آزاد كردند و او گفت : اگر مرا از آن ستون به اين ستون نمي بستيد تا حالا مرا اعدام كرده بوديد . اگر خدا بخواهد از اين ستون به آن ستون فرج است .
اين ضرب المثل را هنگامي به كار مي برند كه فردي نااميد است و او را دلداري مي دهند كه در اندك فرصتي راه چاره پيدا مي شود . ( فرج به معناي گشايش در كار و رفع مشكل ) |
|
ما را در سایت شميم بادرود دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد رضا عارفیان
بازدید: 272